امروز نمیتونم دل رو آروم کنمبه هر بهانه ای دلتنگ ات میشهآشوب میشهبهانه ی کودکانه میگیرهبهانه ی نبودنم کنار تو که تمام لحظه هام رو پر از بودنت کردیغروب امروزمحال ترین آروزها و بهانه ها رو به سراغم آوردصدای گریه اتتجسم چشمهای پر از اشکتسر گیجه اتامشب نمیتونم دلمرو آروم کنمچای و قهوه میخورمکتاب میخونمبا گلهای تو گلدون تراس حرف میزنممینویسماماهیچکدومتنهایی امشب تو و من رو پر نمیکنهمگر خودت که نیستی که نیستماز فاصله متنفرم
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۴۰۱ ساعت 23:48 توسط حمید
|
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
تاريخ: يکشنبه
15 آبان
1401 ساعت: 3:11